دسامبر 15, 2007 روی 3:44 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر روزها, فیلم
0 میدونم انرژیم یهو خالی میشه اما چند روز طول میکشه تا بیاد بالا. سعی کردم با خودم مهربون باشم و به خودم حق بدم بعد از اونهمه استرس و خستگی، تو مود بدی برم. اما خداییش اون روزی که رفتم آرایشگاه و اومدم خونه بیخودی لباس مهمونی پوشیدم و آرایش خوشگل کردم، انقدر تاثیر داشت!
0+0 بعد از قرنی این خانم رو دیدیم و کلی خوش گذشت. غرغرهامون که تمام شد، بعد از مدتها کلی حرفهای خانمانه زدم و بهخصوص از اینکه پشت سر آرایشگرم حرف زدم، هزار کالری انرژی گرفتم. -یه خودکار هویجی داره انقده بانمکه! حسودیم شد رفتم روباه مکارش رو خریدم! آی خوشگله!- واقعن کی فکرش رو میکرد هاتچاکلت کوپه انقدر شیرین وضایع باشه هان؟
0+1 زشته میدونم اما واقعیت داره؛ بالاخره طلسم شکست - اجبارن شکست!- و من تو شلوغی 5شنبه هم رانندگی فرمودم! حالا 5 شنبه بودنش هیچی، بهخاطر اینکه یه موجود نابغه رو تنها نگذارم خروجیها رو رد کردم و در نهایت من موندم و رسالت شرق و در نهایت گلبرگ! - لازم به ذکر نیست که اصولن میخواستم برم خواجه عبداله!- منم متنفر از شرق و همهی کوچه خیابونهاش و اون رانندههای آنتیکش. بدتر از همه مسیر رو هم نمیدونستم! خلاصه اینکه مرده شدم از استرس اما I DID IT! و وقتی رسیدم شریعتی بهتر از هر کسی فهمیدم اینهایی که تو کویر تشنه گیر میفتن و بعد یهو آب میبینن چقدر ممکنه خوشحال بشن!! تا خود صبح خواب میدیدم گم شدم و دارم آدرس میپرسم و با یه ماشین قرمز! هی از این خیابون به اون یکی میرم و به هیچجا نمیرسم. تا اینکه بالاخره یکی پیدا شد ما رو بغل کنه راه بیداری رو پیدا کنم.
0+2 گفته بودم دری لولا شده به فراموشی رو بخونین؟ حالا دوباره بگم؟ حتا یخ یکی مثل من رو هم که مدتیه از شعر بیزار شدم، شکست! وای اون هایکوی توتفرنگی!
0+3 به یاد ایام دانشمند خریدم 
0+4 هیچ خبر یا گزارشی رو نخوندم که بتونم نظر بدم،فیلمها رو هم ندیدم؛ اما بهخاطر آقای ن هم که شده دعا میکنیم نایتلی جایزه رو ببره! هیچ کانالی پخش نمیکنه؟ منو بیخبر نگذارین ها! نکنه به تراولتا رای بدن؟!

0+5 خب من درست بهاندازهی اینجا -شاید هم بیشتر- قاطی پاطیم. یعنی ترکیبیم. یه روز فرمال مینویسم، یه روز عر میزنم، یه وقت هم انرژیم میزنه بالا. چه کنیم؟!
پ نون*: خداییش دست از سر بلاگرولینگ بردارین! به چه سادگی میشه لینکهای آپدیت شده رو ببینین و زحمت پینگ رو هم نکشین. مطمئن باشین وقتی من که سواد آیتی در حد میلیمتر دارم، تونستم شما هم میتوانید! اینجا توضیحش رو بخونین. بعد هم مثل این خانم محترم لینکدونی پیشرفتهتون رو راه بندازین و حالشو ببرین. حجت بر شما تمام شد ها!
پیوند پایدار
رضا عظیمی wrote @ دسامبر 15, 2007 at 7:58 ب.ظ
سلام
وبلاگ نازی داری..خودتم انقدر نازی؟ رابطه نازی وبلاگت با نازی خودت چه قدره ؟ یک دوم؟ دو سوم؟ چهار شیشم؟ یا نکنه صورت کسر از مخرجش بزرگتره؟
ولی یه چیزی، آدم یه پستت رو که می خونه دچار آشوب ذهنی میشه … من به این می گم “اکستازی نوشتاری” ..می تونی از این عبارت بعدا استفاده کنی، کپی رایتش ازاده. 
soorena wrote @ دسامبر 15, 2007 at 7:59 ب.ظ
6 ام شدی توی وردپرس:) از نظر رشد وبلاگی:))دست راستت روی سر ما
:*
پرهام wrote @ دسامبر 15, 2007 at 10:12 ب.ظ
من تا اونجا كه يادمه از هنر پيشه خاصي خوشم نمياد يعني Fanش نميشم اما اين خانم نايتلي يكم فرق داره!! باور پذيرتره
Natalie wrote @ دسامبر 15, 2007 at 10:28 ب.ظ
آقاي رضا عظيمي شما هميشه چايي نخورده پسرخاله ميشي؟ اينجا از اين رسمها نداريم جهت اطلاع.
ئه سرین wrote @ دسامبر 15, 2007 at 11:58 ب.ظ
کانالش رو فهمیدی به من بگو لطفا
حضرت میخ wrote @ دسامبر 16, 2007 at 12:13 ق.ظ
تا آنجایی که ما یادمان میآید یعنی تا همین اوایل دیماه که هنوز نیامده مهدی خان حکیمی (حضرت روبو) آقا بودند حالا اگر ناتالی میفرماید خان شاید هم خان هستند شاید هم شوخی نمدهآيإ به هر حال من باب تذکر و تحسین فرمودیم باشد که حساب کار دستمان بیاید.
حضرت میخ wrote @ دسامبر 16, 2007 at 12:14 ق.ظ
منظور از خان خانوم بود و آن کلمهی ناخوانا هم نمودهاید بود از دست این کیبورد بیپدر.
samira wrote @ دسامبر 16, 2007 at 2:01 ق.ظ
ناتالی تو که صاف اومدی دم خونه ی ما
خوب میومدی منم می دیدی دیگه
غضنفر wrote @ دسامبر 16, 2007 at 7:07 ق.ظ
من البته خوش ندارم که این خانوم برای دومین بار برنده اسکار بشه. معنی نداره یه نفر که من ازش خوشم میاد هی فرت و فرت بره جلوی نامحرم دلبری!
خاتونك wrote @ دسامبر 16, 2007 at 7:12 ق.ظ
ناتالي جان من همين الان ايميل فرستاده شده شما در تاريخ 21 نوامبر رو ديدم!! آخرشم نه؟! شرمنده ام.
مشكلت بابت دانلود پرسپوليس حل شده؟ اگه نشده بگو مستقيم برات ايميل كنم.
پوپک wrote @ دسامبر 16, 2007 at 7:25 ق.ظ
چی ؟ چی ؟ از چی بدت مباد ؟ من باهات قهرم
Natalie wrote @ دسامبر 16, 2007 at 8:17 ق.ظ
حضرت میخ: مرسی از توجهت! من لینک دوم رو می خواستم به خاتونک بدم اما اشتباهی هر دو آدرس رو روبو وارد کردم! الان ادیت شد مرسی 
Natalie wrote @ دسامبر 16, 2007 at 8:18 ق.ظ
پوپک؟!!
سمیرا دیدمت اتفاقن D:
Natalie wrote @ دسامبر 16, 2007 at 8:31 ق.ظ
غضنفر جان! حالا آقای ن شد نامحرم؟ D:
خاتونک دانلود شد 
شری wrote @ دسامبر 16, 2007 at 10:31 ق.ظ
رفتم که بخونم…مرسییییییییییییی
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>